Showing posts with label مقاله. Show all posts
Showing posts with label مقاله. Show all posts

Tuesday, April 7, 2026

تأثیر جنگ بر افزایش خشونت خانگی علیه زنان و کودکان


 ۱۴۰۵/۰۱/۱۶

پریسا کاکایی ـ جنگ در ایران فقط در آسمان و خیابان رخ نمی‌دهد؛ به درون خانه‌ها هم نفوذ کرده است. افزایش تروما، آوارگی و فروپاشی خدمات، خطر خشونت خانگی را بالا برده و زنان و کودکان را در موقعیتی شکننده‌تر قرار داده است. این تحلیل نشان می‌دهد چگونه فشارهای جنگی، از ناامنی بیرونی به روابط نزدیک منتقل می‌شوند و خانه را از پناهگاه به میدان تنش بدل می‌کنند. جنگی که حتی با آتش‌بس هم در زندگی روزمره پایان نمی‌یابد.

وقتی از جنگ حرف می‌زنیم، معمولاً تصویر ویرانی شهرها، آوارگی جمعیت‌ها و مرگ غیرنظامیان در ذهن شکل می‌گیرد. اما بخشی از واقعیت جنگ در جایی رخ می‌دهد که کمتر دیده می‌شود: پشت درهای بسته خانه‌ها. جنگ نه تنها امنیت محیط بیرون از خانه بلکه درون خانواده را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل است که در ادبیات سازمان‌های بین‌المللی و پژوهش‌های حوزه سلامت و جنسیت، سال‌هاست بر این نکته تأکید می‌شود که بحران‌های انسانی و جابه‌جایی اجباری می‌توانند خشونت موجود علیه زنان را تشدید کرده و هم‌زمان شکل‌های تازه‌ای از خشونت را نیز ایجاد کنند. در سطح جهانی، سازمان جهانی بهداشت برآورد

Tuesday, October 17, 2017

مردم غیرتی




40 سال پیش قول داد آب و برق و خانه و بلیت اتوبوس رایگان بشه (( هنوز کسی مشکلی نداره))

هزاران نفر رو به جرم وطن پرستی بدون دادگاه اعدام کردن ((  کس مشکلی نداره))

دختر و پسر دانشجو رو از ساختمان پرت کردن پایین ((  کسی مشکلی نداره))

هزاران نفر به جرم عقیده و تفکر و ملیت و مذهب کشتن و شکنجه دادن و مفقودالاثر هستن و هزاران نفر دیگم الان تو زندان هستن (( کسی مشکلی نداره))

جنگ 8 ساله راه انداختن کشور رو نابود کردن میلیون ها نفر داغ دار شدن (( کسی مشکلی نداره))

وعدهای سر خرمن و دروغین دولت (( کسی مشکلی نداره))

فقر، اعتیاد، خودفروشی، کلیه و قرنیه فروشی، تجاوز، بی کاری، تورم ، حجاب اجباری، کشیدن بقیه روی صورت بچه،  سرطان، بی  آبی و خشکسالی، صدا و سیمای میلی،   مواد شیمیایی، هوا آلوده،  آتش سوزی منابع طبیعی،  تولیدات بی کیفیت، کشتن کولبر،  مرزهای نا امن و دزدیدن مرزبانان، سرکار آمدن مسئولین بی لیاقت، فیلتر،  گشت ارشاد، نبودن امنیت شغلی، خود کشی، آمار زندانی ها (( کسی مشکلی نداره))

تبعیض بین زن و مرد - زدن تو سر خواهر و مادران و زنمان (( کسی مشکلی نداره)) 

دزدی آقا زاده ها و فرار از کشور (( کسی مشکلی نداره))

فیش حقوقی 200 میلیونی  مسئولین بی کفایت (( کسی مشکلی نداره)) 

اختلاس سران حکومت (( کسی مشکلی نداره))

بانکهای ورشکسته - پول مردم رو خوردن و سرکوبشان (( کسی مشکلی نداره)) 

خرج جنگ 3 کشور عراق،  سوریه،  یمن از پول مردم ایران (( کسی مشکلی نداره)) 

آباد کردن لبنان با پول ایران و 38 سال پرداخت حقوق به لبنانی ها و حزب الله (( کسی مشکلی نداره))

کمک به فلسطین عراق سوریه یمن لبنان جیبوتی ووو (( کسی مشکلی نداره))

دشمن تراشی و دخالت در کشورهای دیگه (( کسی مشکلی نداره)) 

ندادن حقوق چند ماهه کارگران و معلمان و ارتشی ها و تمام اقشار زحمت کش و سرکوب آنها (( کسی مشکلی نداره)) 

دزدیدن پول مردم توسط دو فرمانده سپاه و فرار (( کسی مشکلی نداره))

چوب حراج زدن به منابع نفتی و زیر زمینی و بخشیدن به کشورهای دیگه (( کسی مشکلی نداره))

جاسوسی سران حکومت برای کشورهای دیگه همراه با چتر حمایت رهبر (( کسی مشکلی نداره))

ریا و سوء استفاده از احساسات مردم (( کسی مشکلی نداره))

ترامپ : خلیج عربی ! که بلافاصله بعد از سخنرانی در سایت کاخ سفید هم تغییر کرد و خلیج پارسی گذاشتن

مردم غوغا سالار همیشه در صحنه : ترامپ به ما توهیین کرد امشب ساعت ۲۲ عکس پروفایلمان پرچم ایران باشه و هشتک و حمله به پیچ ترامپ ...

هم وطن غوغا سالار 39 سال نفت خلیج فارس رو میدن به کشورهای دیگه اعتراضی نداشتی؟  این همه بدبختی در کشور هیچ حمایتی از مردم نکردی و مشکلی نداشتی

چه شد دیروز سینه ها پاره کردی برای خلیج پارس و وطن ؟؟؟؟نه اینکه ۳۸ ساله خمینی و  خامنه ای و....پول نفت خلیج پارس رو صبح به صبح درب خونه ما میارن و خرج زیر ساخت کشور میکنن و هیچ مشکلی نیست

نه اینکه امروز به خاطر فقر دختران ایرانی  در مشهد همبستر عراقی ها و ....نمیشن،توی روز روشن پول مردم رو از بانکها دزدیدن و شما بی تفاوت از کنار همون برادران و بانوان مالباخته رد میشین و عین خیالتون نیست و فکر نمیکنید شاید نفر بعدی شما باشید

التماس تفکر 

Sunday, October 8, 2017

شرح ماده 20اعلامیه حقوق بشر

شرح ماده 20اعلامیه جهانی حقوق بشر

شرح ماده 20اعلامیه جهانی حقوق بشر
ماده 20اعلامیه جهانی حقوق بشر(بند اول ميگه كه 1.هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیتهای مسالمت آمیز تشکیل دهد
آزادی مجامع و جمعیتها آزادی شرکت در اجتماعات به معنای آزادی در هر اجتماع اعم از سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و..می باشد .انسان حق دارد که با دیگران  ارتباط داشته باشد

آزادی اجتماعات و تظاهرات یکی از نشانه هاي دموکراسی است که مردم میتوانند با مشارکت عملی و حضور مستقیم در صحنه حرف خود را بدون واسطه به گوش مسئولين  برسانند . بعضي وقتها ممکن است در برای حقوق و آزادی های عمومی افراد جامعه،اخلال یا کاستی  ایجاد شود و مردم را در فشارهاي شديد قرار بدهد، واین  همدلی و اجتماعی بودن مردم است كه ميتواند اين كاستي ها يا فشار ها را  به قدرت اجتماعی تبدیل کنه  تا مسئولین و افکار عمومی را متوجه خواسته های خویش سازند . این حق بعنوان یکی از حقوق مربوط به آزادی های عمومی در اسناد بین المللی و در شرع و قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده . نهایتا این مقاومت زمانی پیش می آید که عده ای ذینفع از قدرت عمومی و فشارهای سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی و … بر خود احساس نارضایتی کنند.در دنیای مدرن،لزوم شرکت انسان در اجتماعات به این خاطر
است که سرنوشت انسان در اختیار خود می باشد  و برای  تعیین سرنوشت  از ابزارهای اجتماع استفاده می کند .
حق راهپيمايي يكي از حقوق مسلم مردم است در قانون اساسي اصل ٢٧و ٢٦ وبند ١ماده ٢٠اعلاميه جهاني حقوق بشر تجمعات و راهپيمايي را به رسميت شناخته شده. البته راهپيمايي با اسلحه ممنوع است.
اما در نظام حاكم بر ايران براي گرفتن مجوز راهپيمايي بايد از هفت خوان گذر كرد و شرايط را طوري قرار داده اند كه براي راهپيمايي بايد از كساني مجوز گرفت كه قرار است عليه همان ها تجمع شود طبيعيه كه مجوزي براي اينگونه تجمعات صادر نميشود وحتي با افراد شركت كننده برخورد جدي هم خواهد شد.
بنابراين كساني كه در تجمعات سازماندهي شده حكومتي شركت كند بعضاً   يك امتياز هايي هم شامل حالشان ميشود.
به عنوان مثال هرساله روز ١٣آبان روز دانش آموزان و قشر هاي مختلف مردم راهپيمايي  ميكنند و به دانش آموزاني
كه در اين تجمع شركت ميكنند نمراتي هم كمك ميشود.
در ٢٢بهمن ماه سالگرد پيروزي انقلاب هم راهپيمايي هست كه براي شركت كنندگاني كه از كاركنان دولت هستند مرخصي و مزاياي تشويقي در نظر ميگيرند.
در اين تجمعات با توهين و شعارهاي ضد انساني ذهن و افكار مردم را به سمت و سويي ميبرند كه حاكمين برنامه ريزي كردند و يكي از اهداف نظام در اين تجمعات سازماندهي شده محكم كردن پايه هاي نظام را محكم كنند و خط و نشاني براي مخالفان با حكومت اسلامي ايران بكشند.
اما تجمعاتي كه برخلاف اين گزينه ها از نظر حاكمين كاملاً غير قانوني و قابل پيگرد هستند. حتي اگر مسالمت آميز و از سرحق خواهي باشد ،
به عنوان مثال تجمع و اعتراض دانشجويان در ٧٨و با برخورد ماموران حكومتي  به فاجعه ي كوي دانشگاه تبديل شد و عده ي زيادي دستگير و كشته و مصدوم شدندو عده اي هم كه ناپديد شدند و جمهوري اسلامي سرپوش بزرگي روي اين اتفاقات گذاشت و قربانيان اين فاجعه را ضد انقلاب و مرتد خواند.
يا در اعتراضات بعد از انتخابات ٨٨ باز هم با برخورد شديد ماموران حكومتي مواجه شد كه نتيجه اش زير گرفتن مردم با ماشين پليس و ضرب و شتم مردم و دستگيري و كشته شدن بسياري از جوانان منجر شد.در اين جريان در زندانها به افراد زيادي تجاوز شد و حكومت جمهوري اسلامي ايران مسئوليت هيچكدام از اين اتفاقات را قبول نكرد .در اين اعتراضات نقض فاحش حقوق انساني از طرف جمهوري اسلامي ايران محرض بود و در راس اون نقض ماده ٢٠اعلاميه جهاني بود وحتي در قانون اساسي ايران آنرا به رسميت شناخته هم عمل نكرد .
در هر صورت آزادی اجتماعات یکی از آزادی های اساسی است که افراد بتوانند آزادانه و بطور مسالمت آمیز دور هم گرد آیند . و از افکار و عقاید یکدیگر بهره بگیرند و هیچ گونه مانعی برای تجمع آن ها در بین نباشد ، این حق آزادی اجتماعات ،در منابع حقوق بشری متعددی به رسمیت شناخته شده که از مهمترین منابع میتوان به معاهدات و اسناد حقوق بشری اشاره کرد
اما بند دوم ماده ٢٠ ميگه كه:
هیچ کس را نمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.
متاسفانه در جمهوري اسلامي ايران  در روز ١٣آبان دانش آموزان رو به اجبار وارد تظاهرات ميكنندو اگر شركت نكنند در نمره انضباط آنها تاثير گذار هستش و حتي موردهايي وجود داره كه بعد از شركت نكردن دانش آموز در راهپيمايي تنبيه بدني و جريمه در نظر گرفته شده.
در راهپيمايي هاي ديگر افرادي كه شركت نميكنند امتياز منفي ميگيرند و ممكنه حتي در صورت تكرار منجر به اخراج كاركنان شود.
در سوالات گزينش براي استخدام هميشه از شركت در راهپيمايي و انتخابات پرسيده ميشود و من خودم شاهد بودم كه در گزينش شركت پتروشيمي ايران تمام سوالات عقيدتي و مذهبي و شركت در راهپيمايي ها پرسيده ميشد اما دريغ از يك سوال تخصصي در مورد كار يا حرفه استخدام شونده كه همين روش استخدامها و گزينش ها ثمره اش شده اينكه الان تو كشورمون در بيشتر ارگانها با  مشكلات عديده اي مواجه هستند.


اجتماعات معمولا همایش های موقتی است براي  تبادل آزاد و نظرات افراد و هماهنگی برای دفاع از منافع مشترک . ولی تظاهرات و راهپیماییها به معنی  اینکه افراد با حضور در معابر عمومی و استفاده از یک فرصت نمایشی به بیان خواسته ی جمعی خود می پردازند .
 اصل ٢٦قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران :
احزاب ،جمعيتها،انجمنهاي سياسي و صنفي و انجمن هاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده آزاد هستند.مشروط بر اينكه اصول استقلال ،آزادي وحدت ملي و موازين اسلامي واساس جمهوري اسلامي را نقض نكنند.

در ارتباط با همین قانون تبصره ۲ ماده ۶ قانون احزاب مي گويد كه:

برگزاری راهپیمائیها با اطلاع وزارت کشور ( نه با کسب مجوز ) بدون حمل سلاح در صورتی که به تشخیص کمیسیون ماده ۱۰ مخل به مبانی نظام اسلام نباشد و نیز تشکیل اجتماعات در میادین و پارکهای عمومی با کسب مجوز از وزارت کشور آزاد است .

نکته مهم اینه که تبصره ۲ ماده ۶ قانون فعالیت احزاب ، تشخیص اخلال به مبانی اسلام را بر عهده کمیسیون ماده ۱۰ قرار داده و در ماده ۱۶ در بند ( ح ) و ( ط ) قیدهايي را برای آن مشخص کرده است .

بند ( ح ) : نقض موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی

بند ( ط ) : تبلیغات ضد اسلامی و پخش کتب و نشریات مضله

چند تا مثال خدمتتون عرض میکنم که در جمهوری اسلامی ایران چطور به تجمعات مسالمت آمیز حمله ور میشه و با آنها برخورد میکنه.
 در تجمع ٧آبان در شهر پاسارگاد عده زيادي دستگير كردن و زنداني كردن و حتي نوري همداني از مراجع تقليد در انتقاد شدیدی به اين تجمع گفته بود كه جاي تعجب داره كه با وجود بسيج و سپاه عده اي به پاسارگاد بروند و همان شعارهايي را بدهند كه براي خميني ميداديم و با اين وجود باز ما زنده نشستيم و تماشگر هستيم .يعني به صراحت اعلام ميكنه كه بگيريد بزنيد حتي بكشيد ولي اجازه تجمع نديد چرا كه اينگونه تجمعات خطر جدي براي نظام و حكومت ديكتاتوري هست.
تجمعات ديگري كه حكومت به آنها هجوم برده  و  مورد ضرب و شتم قرار داده و دستگير كرده تجمع كارگران هپكو اراك بود كه عده زيادی از كارگران را مصدوم  و دستگير كردند.
تجمع مالباختگان موسسات از سر حق خواهي مدتهاست كه مردم پولهاشون در موسسات قرار دادند و حالا كه پولشون طلب ميكنند با گاز اشك آور و باتوم جوابشون دادند و عده اي هم دستگير كردن.
تجمع رانندگان خط واحد كه با بازداشت و ضرب و شتم شديد اين افراد مواجه شد و رضا شهابي يكي از آن افرادي هستش كه الان مدتهاست به خاطر حق خواهي زنداني شده.و حتي به بيشتر دستگير شده ها كه مصدوم بودند اجازه درمان ندادند.
در تجمع اعتراضي بانه كه عده زيادي هم دستگير شدند تنها خواستشون اين بود كه كولبران را نكشند
اما جمهوري اسلامي در جوابشون با گاز اشك آور و ضرب و شتم و زنداني کردن ، يك بار ديگه حقوق انساني ، كه هر شخصي بايد داشته باشه رو نقض كرد
به اميد اينكه در آينده نزديك در كشور عزيزمون ايران شاهد احقاق حقوق هر شخص و برابري در بين تمام اقشار مردم ايران باشيم .
ماده ٢٠:
   ماده 20: 1 هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیتهای مسالمت آمیز تشکیل دهد.
2 هیچ کس را نمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

  

Wednesday, October 4, 2017

دریای صبر

درياي صبر



مقدمه
شب هايشان ستاره ندارد
خواب براي آنها به معناي آرامش نيست .
خواب فرار از يك سياهيست،نديدن لحظه هاي سخت زندگيست .
دنياي آنها با ديگران متفاوت است سرگرمي آنها كتك خوردن و تجاوز است
 زندگي شان شبيه فيلم هاي اكشن است براي نمردن تلاش ميكنند هر چند كه انگار از بدو تولد مرده اند
كودكان بد سرپرست بلاتكليف ترين افراد جامعه هستند .
سرگذشت كودكان بد سرپرست.!
بي شك زندگي اين افراد آبستن حوادث ناگوار و بدبياري ها است .
عوامل زيادي باعث اين حوادث است مانند:ناپدري ،نامادري ،اعتياد والدين ،فقر،معلوليت كودكان،بيماري روحي والدين و ...
خطراتي كه اين كودكان را تهديد ميكند:
به دليل ضرب و شتم بسياري از اين كودكان دچار شب ادراري ،كم خوابي ،شكستگي استخوان ،نابيناو كم بينا شدن ،ناشنوا و كم شنوايي،زخم هاي بدني ضربه مغزي ،ضربه هاي روحي و در بعضي موارد منجر به مرگ آنها مي شود.
اغلب آنها هم مجبور به فرار از خانه ميشوند و گرفتار خطرات اجتماعي ديگر
مانند :تجاوز ،اعتياد،دزدي،قتل و ...
روانشناسان بر اين باورند افرادي  كه در كودكي خشونت را تجربه كرده اند دچار بيماري هاي روحي و رواني و ناهنجاري هاي بسياري هستند و از افسردگي هاي مختلف رنج مي برند.

 نشانه های افسردگی
در کودکان نمرات کودک افت می کند زیاد می خوابد اما باز هم خسته است اظهار بی ارزشی می کند با دیگر همسالان خود رابطه ندارد برنامه های جالب را قبول نمی کند خاطرات خوش، کودک را به وجد نمی آورد بیش از هر زمان دیگری گریه می کند و نمی خواهد دلداری اش دهید  به نظر بی تفاوت می آید و کمتر حرف میزند .
پرسش:
چه كساني در برابر اين معضل مسئول هستند؟
چه كساني بايد اين مشكل را حل كنند ؟
چه راهكارهايي براي پيشگيري يا حل اين معضل وجود دارد؟
تعريف دقيقي از كودكان بد سرپرست وجود ندارد و مشخص نيست به چه كساني گفته مي شود .ولي نبايد به سادگي از اين معضل گذشت.
تصور لحظات حوادثی که بر کودکان اتفاق می افتد ، نفس را تنگ میکند، قلب را به درد میآورد،اگر شما حدس می‌زنید که کودکی به نوعی تحت آزار قرار دارد باید: کودک را به محلی امن و آرام ببرید. اطلاعاتی دقیق از چگونگی آزارهایی که به او رسیده کسب کنید. آرام باشید و کودک را عصبانی نکنید. برای این که کودک آزارهایی که دیده آشکار کند، به او اطمینان قلبی بدهید تا باورتان کرده و تمامی اتفاقات را صادقانه بیان کند. به کودک بگویید به او کمک می‌کنید و از دیگران نیز برایش کمک خواهید گرفت. تمامی اطلاعاتی که به دست آورده‌اید، یادداشت کنید. فوراً به مقامات مسئول در این زمینه گزارش دهید.
    خانواده مهم ترين عاملي است كه فرد مي تواند به انواع جرائم حتي طلاق و فرار از خانه روي بياورد و يا برعكس خانواده مي تواند با ارائه راهبردها و آموزش هاي لازم نقش هدايتگر و بازدارنده نيز داشته باشد.
براساس بررسي هاي كارشناسان مشخص شده است اغلب كودكاني كه
    بد سرپرست هستند، نسبت به ديگر كودكان جامعه مستعد ترين افراد براي انجام هر گونه جرائم و اعمال تبهكارانه هستندوبه دليل نداشتن شرايط درست، ولگرد شده و يا اين كه به شبكه هاي قاچاق مواد مخدر، سرقت، فساد و فحشا كشانده مي شوند .
معمولاً اينگونه افراد در بزرگسالي با فرزندان خود هم با خشونت رفتار ميكنندو اين يك چرخه هنجار شكن است كه از نسلي به نسل ديگر سرايت ميكند و جامعه در دراز مدت دچار بيماري ميكند

در ايران برنامه ريزي و تدبيري براي اين معضل وجود ندارد.سران حكومت
براي معضلات اجتماعي ارزشي قائل نميشوند و تمام تلاش آنها براي نگهداري و حفظ نظام است و قرباني شدن افراد جامعه و كودكان براي آنها مهم نيست 
يكي از  كنوانسيون هاي حقوق كودك كه معمولاً در ايران شاهد نقض آن هستيم.
ماده‌ 3

 1. در تمام‌ اقدامات‌ مربوط‌ به‌ كودكان‌ كه‌ توسط‌ مؤسسات‌ رفاه‌ اجتماعي‌ عمومي‌ و يا خصوصي‌، دادگاهها، مقامات‌ اجرائي‌، يا ارگانهاي‌ حقوقي‌ انجام‌ مي‌شود، منافع‌ كودك‌ از اهّم‌ ملاحظات‌ مي‌باشد.

 2. كشورهاي‌ طرف‌ كنوانسيون‌ متقبل‌ مي‌شوند كه‌ حمايتها و مراقبتهاي‌ لازمه‌ را براي‌ رفاه‌ كودكان‌، با توجه‌ به‌ حقوق‌ و وظايف‌ والدين‌ آنها، قيم‌ و يا ساير افرادي‌ كه‌ قانوناً مسئول‌ آنان‌ هستند، تضمين‌ كنند و در اين‌ راستا اقدامات‌ اجرائي‌ و قانوني‌ مناسب‌ معمول‌ خواهد گرديد.

 3. كشورهاي‌ طرف‌ كنوانسيون‌ تضمين‌ خواهند نمود كه‌ مؤسسات‌، خدمات‌ و وسائلي‌ كه‌ مسئول‌ مراقبت‌ و حمايت‌ كودكان‌ هستند مطابق‌ با معيارهائي‌ باشند كه‌ توسط‌ مقامات‌ ذيصلاحيت‌ خصوصاً در زمينه‌هاي‌ ايمني‌، بهداشت‌، تعداد كاركنان‌ آن‌ مؤسسات‌ و نحوه‌ نظارت‌ و بازرسي‌، تعيين‌ شده‌ است‌.در قوانین ایران به این تاکید وضرورت کمترپرداخته و در تصمیم گیری‌ها یااقدامات دولتی و قانونی كمتر به آن اهميت داده شده است.


مقاله از:ابوالفضل پرویزی

Friday, July 14, 2017

تراجنسی ها جمعیتی تحت فشار در ایران


‎پزشکان با کند و کاو و جست و جوهای بسیار برای یافتن عامل اصلی در ایجاد ترنسکشوالیسم به این نتیجه رسیده اند که این مشکل در دوران زندگی جنینی و در زمان تشکیل مغز به وجود می آید. هویت جنسیتی (Gender Identity) افراد بنابر نظر اکثر روان‌پزشکان در سنین کودکی (حول و حوش سه‌سالگی) شکل می‌گیرد و پس از آن غیر قابل تغییر است. بنابر این تراجنسی‌ها به دو دسته‌ کلی تقسیم می‌شوند: کسانی که زن به دنیا آمده و اما احساسات درونی آن‌ها مردانه است (ترامرد) و در مقابل گروهی که مرد متولد شده‌اند و خود را زن می‌دانند (ترازن).پیشوند ترا (یا ترانس) در واژه‌هایی مثل تراجنسی، ترامرد و ترازن معادلی است برای (Trans) در عبارت انگلیسی که خود مخفف (Transition) به معنای گذار و انتقال است. یعنی فرد تمایل دارد تا از جنسی که در آن متولد شده به جنس مخالف گذار کند
تصور اینکه با جراحی، همه ى مشکلات تراجنسی ها تمام می شود یک تصور اشتباه است. پس از جراحی نیز مشکلات زیادی دست به گریبان این جامعه است. یافتن شغل مناسب، پذیرش از سمت جامعه، تمرین برای زندگی در جنس مورد نظر و … تنها بخش کوچکی از این مشکلات است. جراحی یکى از مراحل درمان آنهاست؛ هرچند مشکلات اجتماعی شان، پیش و پس از عمل فرق چندانی نمی کند و مشکلات جسمانی عمل جراحی نیز تا آخر عمر دست از سرشان برنمی دارد چرا که یک تراجنسی پس از جراحی احتیاج به مراقبت و طی کردن دوران نقاهت دارد اما ترنسی که از سمت خانواده طرد شده باشد نمیتواند این دوران را طی کند و به طبع دچار مشکلات و عوارض زیادى خواهد شد ، اغلب آنها به این کار اصرار دارند، چون در این صورت خیالشان راحت تر است و تکلیف خود را می دانند. موش آزمایشگاهی شدن تراجنسی ها و عمل های نه چندان رضایت بخش به وسیله ی پزشکان غیر متعهد و غیر متخصص که به عوارض پایدار از جمله از دست دادن حس جنسی و یا عفونت های شدید در این افراد منجر می شود هم از دیگر چالش های زندگی تراجنسی هاست که آنها را ناراضی و سرخورده می کند. اما درمان در افراد تراجنس نقش ارزنده اى در بهبود کیفیت زندگی این افراد دارد. به گفته ی پزشکان، درمان افراد تراجنسی باید درمان توامان روانشناسی، هورمونی و جراحی باشد.
‎درمان ترنسکشوال ها همکاری یک تیم جراحی، روانپزشکی، اورولوژی و متخصص زنان و زایمان را با هم می طلبد. در مرحله ی نخست قطعا روانپزشک باید به این تشخیص برسد که فرد، یک ترنسکشوال واقعی و نیازمند تغییر جنسیت است.
‎ روش های غلط روانپزشکی در برخورد با تراجنسی ها: متاسفانه روانپزشک های زیادی در این زمینه صاحب نظر نیستند و تعداد کسانی که این بیماری را به خوبی می شناسند بسیار اندک است. در سال های گذشته مواردی از برخورد نامناسب پزشکی با تراجنسی ها از جمله شوک مغزی- الکتریکی یا تجویز «دوز»های خیلی سنگین ضد جنون گزارش شده است که تمام اینها به مثابه ی شکنجه انسانی است و متاسفانه هیچ کدام از این روش ها جواب نمی دهد چرا که کسی که ترنسکشوال واقعی باشد و نارضایتی جنسیتی داشته باشد به هیچ وجه با این روش ها درمان نمی شود برای اینکه یک مغز متفاوت و متعارض با جنس و پیکرش دارد. ‎ ترنس هاى مرد به زن گاهی مورد سوء استفاده از طرف همکلاسی های پسرشان قرار می گیرند. اغلب فرصت تحصیل حتی تا مقطع دیپلم را هم از دست می دهند و معمولا هم از طرف خانواده طرد می شوند. ترنس های زن به مرد پس از تغییر از خدمت سربازی معاف می شوند اما معافیت پزشکی، این به ان معنی است که مشغول شدن در شغل های دولتی برای یک ترنس فقط یک رویا است.
جامعه ی ایران باید بفهمد که این مشکل یک ادا و اطوار، احساس زود گذر، تلقین دوستان و گروه های همسال یا سبقت جویی اجتماعی نیست، بلکه یک وضعیت بیولوژیک، روانشناختی و مادرزادی است. امید است با آگاهی رسانی های هرچه بیشتر درهای زندگی راحت تر اجتماعی به روی افراد تراجنسی باز شود. هر چه جامعه آگاه تر باشد و مردم به این شناخت برسند که افراد تراجنسی هم انسانند اما یک تناقض کامل بین روح و روان و جسمشان وجود دارد، این افراد می توانند راحت تر زندگی کنند.همچنین جامعه ما باید به آن نقطه از درک و آگاهى برسد که همه افراد با حقوق انسانى یکسان متولد مى شوند و با مطالعه وآشنایى با اعلامیه حقوق بشر و میثاق هاى آن از جمله
ماده ١ که گویاى برابریست یا
ماده ٢ که گویاى عدم تبعیض است
مى توانیم با آشنایى با حقوق ذاتى انسان به بهبود شرایط اجتماعى بهتر براى همه افراد جامعه بپردازیم.
x

Tuesday, April 18, 2017

مقاله تنبیه دانش آموزان مدارس در ایران

تنبیه دانش آموز یزدی با شلنگ

خبرگزاری هرانا ـ یک خانواده یزدی با ارائه گواهی پزشک قانونی مبنی بر تنبیه بدنی فرزندشان با شلنگ، از معلم پرورشی دبیرستان شکایت کردند. گفتنی است روز شنبه ۲۶ فروردین سال جاری نیز، دانش آموز کلاس دوم ابتدایی مدرسه فقاهت ریگ بحرین واقع در روستای بحرین از توابع شهرستان رودبار جنوب در استان کرمان به علت انجام ندادن تکالیف درس ریاضی از سوی معلم خود توسط یک خط کش آهنی مورد تبییه شدید بدنی قرار گرفته بود. پیش تر مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که طی دو سال گذشته ۱۹۲۴ شکایت تنبیه بدنی در مدارس کشور ثبت شده است.

ادامه مطلب
https://www.hra-news.org/2017/hranews/a-10524/

➖➖➖➖
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تابناک، یک خانواده یزدی با ارائه گواهی پزشک قانونی مبنی بر تنبیه بدنی فرزندشان توسط یکی از  مسئولین مدرسه خواستار رسیدگی به این ماجرا شدند.
گویا مربی پرورشی مدرسه بدون هیچ دلیلی، دانش آموز دبیرستانی در منطقه آزادشهر یزد را به صورت سختی با شلنگ، تنبیه بدنی کرده است.

قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۱۳۸۱ گفت: براساس ماده ۲ این قانون هرگونه تربیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب صدمه جسمی، روحی یا اخلاقی به آنان شود و سلامت جسم و روانشان را به مخاطره اندازد، ممنوع است.


همچنین ماده ۷۷ آیین‌نامه انضباطی مدارس هرگونه تنبیه دیگر از قبیل بدنی و تعیین تکلیف درسی را ممنوع اعلام کرده و نباید در اعمال تنبیه‌ها هم بین دانش‌آموزان تبعیض و استثنایی قائل شد و انجام تمامی تنبیه‌ها به تفکیک در آیین‌نامه فوق تشریح شده است.


بی گمان، تنبیه بدنی از جمله موضوعات مهم مربوط به نظام آموزشی جامعه ی ما محسوب می شود، که از دیر باز ذهن بسیاری از دست اندر کاران مسایل تربیتی را به خود مشغول کرده است.

 پس شدّت و ضعف استفاده از آن تابع عوامل مختلف اجتماعی و شرایط فرهنگی حاکم بر جامعه بوده است. با افزایش سطح آگاهی های اجتماعی و شناخت روز افزون آحاد جامعه نسبت به حقوق شهروندی، از نقش این عامل به عنوان ابزاری جهت تغییر رفتار فراگیران در نظام آموزشی کاسته می شود.

طرح مسأله
نظام آموزشی ما، هنوز نتوانسته است بطور شایسته هماهنگی لازم را در ارتباط بین مفاهیم و محتوای کتاب های درسی که در راستای اهداف کلی تعریف شده در چارچوب تربیت انسان آزاد، خلّاق، شهروند دارای حق و تکلیف که بتواند با داشتن بهداشت روانی و سلامت جسمی و کسب مهارت های مربوط به زندگی اجتماعی در خدمت توسعه و پیشرفت فضایل اخلاقی و اعتقادی خویش و همینطور جامعه ی خود باشد،

مدارس ما، بیشتر حول نظم ماشینی و خشک اداره می شود تا یک مدیریت مشارکت طلب. کمتر مدارسی در کشور وجود دارد که مدیران آن با توجه به روانشناسی رنگ ها و ترکیب اشیاء به تقویت جنبه های نشاط آور و فرح بخش، در خصوص انتخاب رنگ های مربوط به میز و صندلی ها و دیوارها و پرده ها ، سلیقه و ذوق و ابتکاری از خود به خرج داده و اهداف بلند تربیتی و آموزشی را بر مصلحت اندیشی و رضایتمندی مسئولین رده بالا ترجیح دهند

هنوز در مدارس ما این شعر
درس معلم ار بود زمزمه محبتی * جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
نه تنها کارکرد خود را پیدا نکرده، بلکه طفل گریز پای هر روز بیش از پیش، از اینکه وارد محیط مدرسه شود، به دلهره واضطراب وی در روزهای عادی هفته، افزوده می شود .لحظه شماری دانش آموزان در بسیاری از مدارس در ساعت پایانی برنامه ی درسی برای شنیدن زنگ و متعاقب آن هجوم بی امان آنان به طرف در مدرسه، ناخودآگاه فرار زندانیانی را در ذهن بیننده تداعی می کند که بنا به اتفاقی از شکسته شدن در زندان، فرصت آزادی را مغتنم شمرده اند.
درست است که در سال های اخیر از تعداد نامه های ارسالی به مدارس کشور از طرف مسؤلان نظام آموزش و پرورش به طور چشمگیری کاسته شده است؛ ولی این به معنای نبود پدیده ی تنبیه بدنی در مدارس کشور تلقّی نمی شود. هر چند با مطرح شدن مجدّد مباحث و مسائلی از قبیل: حقوق شهروندی، لزوم استفاده از روش های فعّال تدریس، ایجاد تغییرات کیفی  و توجّه به انتخاب مدیران مدارس توسط معلمان، در دولت اصلاحات، از شدّت و دامنه ی آن کاسته شد، ولی با خبر هایی که هر از گاهی از طریق نشریات و دیگر رسانه های گروهی در رابطه با آسیب دیدگی های جسمی ناشی از تنبه بدنی دانش آموزان در مدارس از قبیل: پاره شدن پرده ی گوش ، شکستگی بینی، کور شدن چشم، کبود شدن پوست و ...... به گوش میرسد، لزوم بررسی راهکار های لازم و اساسی برای حل مسأله به شکل ساختاری، بیش از پیش احساس می شود.

 ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن ﺣﻘﻮق ﮐﻮدك، ﺑﻪ ﺗﻌﻬﺪ دولتهاي ﻋﻀﻮ در ﺟﻬﺖ ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﮐﻮدﮐﺎن در ﺑﺮاﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ اﺷﮑﺎل ﺧﺸﻮﻧﺖ روﺣﯽ و ﺟﺴﻤﯽ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ. و ﻣﺎده ۳۷ اﯾﻦ ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن نیز ﺑﻪ ﺗﻌﻬﺪ دوﻟﺖﻫﺎ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﮐﻮدﮐﺎن مقابل ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ آزار ﺟﺴﻤﯽ آﻧﺎن و ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺑﺪﻧﯽ اﺷﺎره ﮐﺮده اﺳﺖ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﻦ  ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن، اﺳﻨﺎدی ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻣﯿﺜﺎق ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ ﺣﻘﻮق ﻣﺪﻧﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ ۱۹۶۶، ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن اروﭘﺎﯾﯽ ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ ۱۹۵۰، ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ ۱۹۶۹ و ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن ﻣﻨﻊ ﺷﮑﻨﺠﻪ و رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻏﯿﺮاﻧﺴﺎﻧﯽ ۱۹۸۱ در ﺟﻬﺖ ﺣﻔﻆ و ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﮐﺮاﻣﺖ اﻧﺴﺎن ﺑﺎ ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺖ ﻣﺠﺎزات و رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻏﯿﺮاﻧﺴﺎﻧﯽ ﺗﺪوﯾﻦ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ‌ﺗﻮان آنﻫﺎ را در راﺳﺘﺎی ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺖ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺑﺪﻧﯽ ﮐﻮدﮐﺎن ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺖ.

عواقب تنبيه بدني
١- كودك عادت مي كند در برابر زور و قلدري بدون چون و چرا تسليم شود و با اين منطق خو بگير كه زور قلدري پيروز است. هر وقت عصباني شدي بزن ، و باكي نداشته باش.

٢- تنبيه بدني احياناً ممكن است در كودك عقده اي نسبت به اولياء و مربيان ايجاد كند و حالت طغيان و سركشي را در برابر اولياء در او برانگيزد.

٣- كودك را ترسو مي كند. بوسيله كتك شخصيت كودك درهم شكسته مي شود و تعادل روحي او بر هم مي خورد و احتمالاً به بيماري رواني مبتلا گردد.

٤- تنبيه بدني ، بچه ها را دروغگو بار مي آورد.

٥- تنبيه بدني ، بچه ها را به حيله گري و رياكاري سوق مي دهد.

٦- تنبيه بدني ، براي بچه ها رنج و تحقير به بار مي آورد.

٧- تنبيه بدني ، در كودك افسردگي و بيماريهاي عصبي ايجاد مي كند.

٨-تنبيه بدني ، كودك را به سمت خود آزاري مي كشاند.

٩- تنبيه بدني ، كودك را به سوي ديگر آزاري مي كشاند.

١٠- تنبيه بدني ، كودك را به لجبازي وا مي دارد.

١١- تنبيه بدني ، كودك را گوشه گير مي كند.

١٢- تنبيه بدني ، كودك را كند ذهن مي كند.

١٣- تنبيه بدني ، كودك را بي اراده و نسبت به ديگران بي تفاوت مي كند.

١٤- تنبيه بدني ، اطمينان و اعتماد به نفس را در بچه ها از بين مي برد.

١٥- تنبيه بدني ، حس كنجكاوي و ابتكار عمل را در بچه ها مي كشد.

١٦-تنبيه بدني ، كودك را كينه توز مي كند.

١٧-تنبيه بدني ، احترام و اعتماد كودك را نسبت به بزرگترها سلب مي كند.

١٨- تنبيه بدني ، در كودك سرپيچي و بي اعتنايي را همراه مي آورد.

١٩- تنبيه بدني ، شاديها را در كودك سركوب مي كند.

٢٠- تنبيه بدني ، شهامت و غرور بچه ها را از بين مي برد.

٢١- تنبيه بدني ، نهايتاً به سلامت روحي و جسمي طفل ضربه مي زند


متاسفانه  بسیاری از والدین و مربیان پذیرفته اند و فکر می کنندکه اگر کودک از آنها اطاعت محض کند، خوشبخت خواهد شد و بنابراین، زمانی که کودک از دستور آنان سرپیچی می کند، او را تنبیه می کنند تا طبق نظر آنها رفتار کند.
این گروه معتقدند: ترس از تنبیه، کودک را به اجرای وظایف معین وامی دارد ومانع از این می شود که او به انجام کاری که مخالف مقررات است، مبادرت ورزد.
تنبیه اثر فوری دارد و کودک را از ادامه تخلف باز می دارد.
چنین والدین و مربیانی غافلند که اطاعت و انضباطی که از راه تنبیه حاصل شود،موجب نابودی حس ابتکار کودک می گردد. نیروی کنجکاوی دیگر رشد نمی یابد.

این گونه کودکان چون به سن بلوغ و رشد رسند یا از هیچ مقامی اطاعت نمی کنند وراه عصیان در پیش می گیرند، و یا آن که مطیع همه می شوند و برای فرمانبرداری و توسری خوردن آمادگی پیدا می کنند. کودکی که از ترس والدین و مربیان خود دست از كار نادرست می کشد، در بزرگسالی نیز بدون این که خود متوجه باشد، فقط موقعی دست ازکار نادرست برخواهد داشت که از تنبیه بالاتری بترسد و یا او را واقعا تنبیه کنند.

مقاله از:ابوالفضل پرویزی

زن ۱۸ ساله و قربانی کودک‌همسری در پی خودسوزی جان باخت

 هرانا ۱۴۰۴/۰۵/۱۴ سوما مقدمی، زن ۱۸ ساله و قربانی کودک‌همسری، که سوم مردادماه در پیرانشهر اقدام به خودسوزی کرده و به بیمارستان منتقل شده بود...